محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

598

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

نكنيم . ( نحمده على آلائه كما نحمده على بلائه ) مؤمن ، خدا را به هنگام بلا نيز ستايش مىكند و اين به آن معنى است كه در چنين هنگامه‌اى صبر پيشه كرده و بىتابى نمىكند و به اندازه توان براى رهايى از بلا تلاش مىكند و از رحمت خداوند نوميد نمىگردد ؛ هرچند بلا به درازا بكشد . بديهى است كه آگاهى از بزرگى خدا و اطمينان به حكمت او در قضا و قدر ، سبب استوارى انسان مىشود . ( و نستعينه على هذه النّفوس البطاء عما امرت به ) نفس آدمى مگر در كسب لذت‌ها ، كاهلى و سستى مىكند . خداوند ، بيش از ما بر نفس ما چيرگى دارد و براى همين از او ، براى رفع شر و شقاوت نفس يارى مىجوييم . ( و نستغفره ممّا أحاط به علمه و أحصاه كتابه ) از زشتىها و لغزش‌ها پوزش مىخواهيم . ( علم غير قاصر ) خداوند خود مىفرمايد : « و كسانى كه كافر شدند گفتند رستاخيز براى ما نخواهد آمد . بگو : چرا ، سوگند به پروردگارم كه حتما براى شما خواهد آمد . همان داناى نهانها كه هموزن ذره‌اى نه در آسمانها و نه در زمين از وى پوشيده نيست . » « 1 » و نيز مىفرمايد : « هيچ كار كوچك و بزرگى را فرونگذاشته جز اين‌كه همه را به حساب آورده است و آن‌چه را انجام داده‌اند حاضر يابند و پروردگار تو به هيچ كس ستم روا نمىدارد . » « 2 » ( و نؤمن به إيمان من عاين الغيوب و وقف على الموعود إيمانا نفى إخلاصه الشّرك و يقينه الشّك و نشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له و أنّ محمّدا صلّى اللّه عليه و آله عبده و رسوله ) به خدا و جهان ديگر و حسابرسى آن ايمان داريم ؛ گويى آن را با

--> ( 1 ) . وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ سبأ / 34 : 3 . ( 2 ) . . . . صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً كهف / 18 : 49 .